شعر میلاد امیر المومنین (ع)

مکه امشب مهبط نور خداست ..... کعبه امشب قبله نه، قبله نماست
×
مریم آن کاخ عبادت را ریاض .... دید چون در خویش آثار مخاض
وحی آمد گرچه هستی محترم .... لیک بیرون رو بدین حال از حرم
این مکان غیر از عبادتگاه نیست .... مسجد است اینجا ولادتگاه نیست
گرچه فرزندت بود عیسی ولی .... فرق ها دارد مسیحا با علی
×
مریم ار چه مام پاکی خوانده شد .... این چنین از خانه حق رانده شد
×
لیک بهر مادرت از آسمان .... در چنین حالی ندا آمد بمان
آمدی در کوی ما محزون مرو .... همچو مریم از حرم بیرون مرو
فاطمه ای درّ هستی را صدف .... هست طفلت آفرینش را هدف
گرچه فخرکون و مافیهاست او .... فخرش این بس، همسر زهراست او
×
فاطمه از این ندا مسرور شد .... درد، شیرین و دلش پرشور شد
×
کعبه دست و پای خود گم کرده بود .... بر رخش اما تبسم کرده بود
کعبه یک در داشت آن هم مشرکان .... رفت و آمد می نمودندی از آن
گفت با خود هوش باش او حیدر است .... نی سزاوار ورود از این در است
باز کن ای بیت پاک داوری .... بهر باب الله باب دیگری
این بگفت و نعره بر افلاک زد .... بهر مولا سینه خود چاک زد:
کای به رضوان ساقی کوثر بیا .... وی در رحمت ، تو از این در بیا
×
خانه ی معبود بر روی زمین .... در طوافت بود و می گفتا چنین:
با ولای تو، عبادت کامل است .... طوف من، بی حب حیدر باطل است

شاعر: مهدی ریاحی

/ 0 نظر / 15 بازدید